يحيى دولت آبادى

380

حيات يحيى ( فارسى )

خواهد رسيد براى مصلحت اظهار بيعلاقگى بتصدى خود به كار سلطنت مينمايد تا اشتها تيزتر شود و با اصرار و ابرام خلق ناچار شده باشد بپذيرد و نظير اين سياست را نادر شاه افشار اختيار كرد در موقعى كه دست آخرين دودمان صفوى را از سلطنت كوتاه كرد و خود آماده تخت‌نشينى گرديد در عين حال ميگفت هركس را ميخواهيد پادشاه كنيد و من به او خدمت خواهم كرد اينقدر گفت تا همه بالتماس افتادند كه او خود تاجدار بگردد اينجا هم سردار سپه همين رويه را پيروى كرد و بالاخره بر اصراركنندگان منت گذارده قول داده است كه اگر مجلس شوراى ملى به او تكليف كند تاجدار بگردد او از پذيرفتنش استنكاف ننمايد سردار سپه روزى يكى دو مرتبه بمدرسه نظام در ميان جمعيت رفته بمهربانى و ملاطفت بسيار آنها را دلگرم نموده بادامه دادن تحصن خود تشويق مىكند و اگر از كاركنان نزديك كسى را ببيند مىرساند كه وظيفه آنها زياد كردن اجتماع است . اين جمعيت تا روز نهم آبان در خانه سردار سپه در مدرسه نظام ميمانند و مخارج آنها را از هرجهت كاركنان سردار سپه ميدهند و سورچرانان باصطلاح عوام شكمى از عزا درميآورند سردار سپه در اين چند روز يكقسمت از وقتش صرف پذيرائى از اين مردم است و يك قسمت صرف تهيه ديدن نشستن بر تخت سلطنت و ترتيب كارهاى دربارى از تشريفات و لباسهاى مخصوص درباريان و مستخدمين و غيره و در هرحال در تمام كارها كه مىكند گوشهء نظر هم بباغ گلستان دارد تمام وسائل تبعيد كردن محمد حسن ميرزاى وليعهد را فراهم آورده منتظر است همان ساعت كه كار خلع قجر و نصب او در مجلس صورت قانونى يافت وليعهد را نه تنها از باغ گلستان بلكه از سرحد ايران بوعدهء هميشگى بيرون نمايد . محمد حسن ميرزا در گوشه عمارت باغ گلستان دقايق آخر عمر سلطنت دودمان خود را با هزاران غم و اندوه ميشمارد و در عين حال از جان خود هم ايمن نميباشد در صورتى كه نه سردار سپه تا حيات كسى را مزاحم مقاصد خود نداند متعرض جان او مىشود و نه محذورات سياسى ميگذارد كه متعرض جان وليعهد بشود .